|
روزي مردي داخل چاله اي افتاد و بسيار دردش آمد ...
يک روحاني او را ديد و گفت :حتما گناهي انجام داده اي! يک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! يک روزنامه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه کرد! يک يوگيست به او گفت : اين چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!! يک پزشک براي او دو قرص آسپرين پايين انداخت! يک پرستار کنار چاله ايستاد و با او گريه کرد! يک روانشناس او را تحريک کرد تا دلايلي را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند! يک تقويت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است! يک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود يکي از پاهات رو بشکني!!! سپس فرد بيسوادي گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...! جمله روز : آنکه مي تواند انجام مي دهد و آنکه نمي تواند انتقاد مي کند . جرج برناردشاو
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 12:24  توسط محمد محمودی
|
روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند مي دهم که کامروا شوي:
اول اين که سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري! دوم اين که در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي! و سوم اين که در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني!!! پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد:
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 12:43  توسط محمد محمودی
|
ياد كودكي بخير كه بي رنگ بود هر آنچه درد بود. كه
كينه ،در دل بهاري كسي جوانه اي نداشت، كه عشق بود ،گل هميشه بهار قلب ما، به ياد كودكي، به ياد روزهاي شاد مدرسه، به ياد حس خوب ترس، به ياد رنگ شاد ترس، به ياد روزهاي خوب مدرسه. يادش به خير كودكي...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 10:11  توسط محمد محمودی
|
هرکه عیب دگران نزد توآوردوشمرد بی گمان عیب تو نزددگران خواهدبرد
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:16  توسط محمد محمودی
|
علل پذيرش ولايت عهدي توسط امام رضا(ع)كتاب: زندگى سياسى هشتمين امام، ص 162 مؤلف: سيد جعفر شهيدى پس از آنكه امام تراژدى پيشنهاد خلافت را با توجه به جدى نبودن آن از سوى مامون، پشتسر نهاد، خود را در برابر صحنهبازى ديگرى يافت. آن اينكه مامون به رغم امتناع امام هرگز از پاى ننشست و اين بار وليعهدى خويشتن را به وى پيشنهاد كرد. در اينجا نيز امام مىدانست كه منظور تامين هدفهاى شخصى مامون است، لذا دوباره امتناع ورزيد، ولى اصرار و تهديدهاى مامون چندان اوج گرفت كه امام بناچار با پيشنهادش موافقت كرد. دلايل امام براى پذيرفتن وليعهدى:هنگامى امام رضا(ع) وليعهدى مامون را پذيرفت كه به اين حقيقت پى برده بود كه در صورت امتناع بهايى را كه بايد بپردازد تنها جان خودش نمىباشد، بلكه علويان و دوستدارانشان همه در معرض خطر واقع مىشوند. در حالى كه اگر بر امام جايز بود كه در آن شرايط، جان خويشتن را به خطر بيفكند، ولى در مورد دوستداران و شيعيان خود و يا ساير علويان هرگز به خود حق نمىداد كه جان آنان را نيز به مخاطره دراندازد. افزون بر اين، بر امام لازم بود كه جان خويشتن و شيعيان و هواخواهان را از گزندها برهاند. زيرا امت اسلامى بسيار به وجود آنان و آگاهى بخشيدنشان نياز داشت. اينان بايد باقى مىماندند تا براى مردم چراغ راه و راهبر و مقتدا در حل مشكلات و هجوم شبههها باشند. آرى، مردم به وجود امام و دستپروردگان وى نياز بسيار داشتند، چه در آن زمان موج فكرى و فرهنگى بيگانهاى بر همه جا چيره شده بود و با خود ارمغان كفر و الحاد در قالب بحثهاى فلسفى و ترديد نسبتبه مبادى خداشناسى، مىآورد. بر امام لازم بود كه بر جاى بماند و مسؤوليتخويش را در نجات امتبه انجام برساند. و ديديم كه امام نيز - با وجود كوتاه بودن دوران زندگيش پس از وليعهدى - چگونه عملا وارد اين كارزار شد. حال اگر او با رد قاطع و هميشگى وليعهدى، هم خود و هم پيروانش را به دست نابودى مىسپرد اين فداكارى كوچكترين تاثيرى در راه تلاش براى اين هدف مهم در برنمىداشت. علاوه بر اين، نيل به مقام وليعهدى يك اعتراف ضمنى از سوى عباسيان به شمار مىرفت داير بر اين مطلب كه علويان نيز در حكومتسهم شايستهاى داشتند. ديگر از دلايل قبول وليعهدى از سوى امام آن بود كه اهلبيت را مردم در صحنه سياستحاضر بيابند و به دست فراموشيشان نسپارند، و نيز گمان نكنند كه آنان همانگونه كه شايع شده بود، فقط علما و فقهايى هستند كه در عمل هرگز به كار ملت نمىآيند. شايد امام نيز خود به اين نكته اشاره مىكرد هنگامى كه «ابن عرفه» از وى پرسيد: - اى فرزند رسول خدا، به چه انگيزهاى وارد ماجراى وليعهد شدى؟ امام پاسخ داد: به همان انگيزهاى كه جدم على(ع) را وادار به ورود در شورا نمود. (1) گذشته از همه اينها، امام در ايام وليعهدى خويش چهره واقعى مامون را به همه شناساند و با افشا ساختن نيت و هدفهاى وى در كارهايى كه انجام مىداد، هرگونه شبهه و ترديدى را از نظر مردم برداشت. آيا امام خود رغبتى به اين كار داشت؟ اينها كه گفتيم هرگز دليلى بر ميل باطنى امام براى پذيرفتن وليعهدى نمىباشد. بلكه همانگونه كه حوادث بعدى اثبات كرد، او مىدانست كه هرگز از دسيسههاى مامون و دار و دستهاش در امان نخواهد بود و گذشته از جانش، مقامش نيز تا مرگ مامون پايدار نخواهد ماند. امام بخوبى درك مىكرد كه مامون به هر وسيلهاى كه شده در مقام نابودى وى - جسمى يا معنوى - برخواهد آمد. تازه اگر هم فرض مىشد كه مامون هيچ نيتشومى در دل نداشت. با توجه به سن امام اميد زيستنش تا پس از مرگ مامون بسيار ضعيف مىنمود. پس اينها هيچ كدام براى توجيه پذيرفتن وليعهدى براى امام كافى نبود. از همه اينها كه بگذريم و فرض را بر اين بگذاريم كه امام اميد به زنده ماندن تا پس از درگذشت مامون را نيز مىداشت، ولى برخوردش با عوامل ذى نفوذى كه خشنود از شيوه حكمرانى وى نبودند، حتمى بود. همچنين توطئههاى عباسيان و دار و دستهشان و بسيج همه نيروها و ناراضيان اهل دنيا بر ضد حكومت امام كه اجراى احكام خدا به شيوه جدش پيامبر(ص) و على(ع) بايد پياده مىشد، امام را با همان مشكلات زيانبارى روبرو مىساختند كه برايتان در فصل گذشته شرح داديم. در آنجا گفتيم كه حتى مردم نيز حكومتحق و عدل امام(ع) را در آن شرايط نمىتوانستند تحمل كنند. فقط اتخاذ موضع منفى درستبودبا توجه به تمام آنچه كه گفته شد در مىيابيم كه براى امام(ع) طبيعى بود كه انديشه رسيدن به حكومت را از چنين راهى پر زيان و خطر از سر بدر كند، چه نه تنها هيچ يك از هدفهاى وى را به تحقق نمىرساند، بلكه بر عكس سبب نابودى علويان و پيروانشان همراه با هدفها و آمالشان نيز مىگرديد. بنابراين، اقدام مثبت در اين جهتيك عمل افتخارآميز و بى منطق قلمداد مىشد. برنامه پيشگيرى اماماكنون كه امام رضا(ع) در پذيرفتن وليعهدى از خود اختيارى ندارد، و نه مىتواند اين مقام را وسيله رسيدن به هدفهاى خويش قرار دهد، چه زيانهاى گرانبارى بر پيكر امت اسلامى وارد آمده دينشان هم به خطر مىافتد. . . و از سويى هم امام نمىتواند ساكتبنشيند و چهره موافق در برابر اقدامات دولتمردان نشان بدهد. . . . پس بايد برنامهاى بريزد كه در جهتخنثى كردن توطئههاى مامون پيش برود
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 11:2  توسط محمد محمودی
|
حضرت (خافظ)
ديشب به سيل اشك ره خواب مي زدم نقشي به يادخط تو بر آب مي زدم ولادت كريمه اهل بيت حضرت معصومه (س) روز دختران بر همه رهروان آن حضرت مبارك باد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 9:57  توسط محمد محمودی
|
چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! · چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! · چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره! · چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! · چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم! · چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از کتاب آسمانی سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه ! · چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما در برنامه عبادت به آخرین صف ها تمایل داریم! · چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! . چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما سخنان دینی رو به سختی باور میکنیم . · چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن! · چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم! · خنده داره اینطور نیست؟ · دارید می خندید ؟ · دارید فکر می کنید؟ · این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست. · آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند. · این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:18  توسط محمد محمودی
|
سيماي نماز اولين فرمان بدنبال آفرينش انسان ؛ فرمان سجده بود كه به فرشتگان فرمود : براي آدم سجده كنيد. اولين نقطة زمين (مكَه و كعبه )كه از زير آب بيرون آمد و خشكي شد مكان عبادت بود. اولين كار رسول خدا پس از هجرت به مدينه ساختن مسجد بود. نماز هم انجام معروف است هم نهي از منكر . هر روز در اذان و اقامه مي گوييم «حيّ علي الصلوه حيّ علي الفلاح حيّ علي خير العمل »كه همه امر به بالاترين معروف ها يعني نماز است . از سوي ديگر نماز انسان را از فساد و فحشا باز مي دارد: «اِنّ الصّواه تنهي عن الفحشاء و المنكر» كتاب(تفسر نماز ) از آقاي محسن قرائتي
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:34  توسط محمد محمودی
|
عشق فقط مي بخشد . عشق تجارت نيست . بنابراين اصلاً حساب سود و زياني در مياني نيست . عشق از بخشش لذت مي برد . درست همانطور كه گلها از عطر افشاني لذت مي برد . چرا بايد در هراس باشند.؟ به خاطر داشته باش ؛ ترس و عشق هرگز با هم نيستند ؛ نمي توانند با هم باشند . هيچ هم زيستي يي ممكن نيست . ترس درست نقطة مقابل عشق است .(الماس هاي أشو)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 7:42  توسط محمد محمودی
|
گل و لاي زندگي
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 18:10  توسط محمد محمودی
|
|
|